دومین دوره انتخابات افغانستان با حضور بیش از چهل نفر کاندید توانست که تبعات مثبت و منفی فراوانی را برای آینده ی این کشور به جا گذارد. نامزدانی با اندیشه های متفاوت و گاه متضاد در طول دو ماه تبلیغات انتخابات و با شعارهای رنگارنگ در بازار انتخابات افغانستان به ارایه اجناس انتخاباتی شان دست زدند. آن از ما بهتری که بجز خود و چند شخصیت به اصطلاح مطرح در این کشور کسی را به پشیزی نمی خرد و با مکارکی به دموکراسی تظاهر می کند به سران قبایل تمسک می جوید و بدون پروا آرای ملت مظلومی را تقلب می کند که سالهاست جز خدا پناهگاه امنی نمی یابند.
او و اطرافیانش که خود را ولی نعمت ملت مظلوم ما می دانند تنها راه خدمت!! به مردم ما را تقلب گسترده در انتخابات می بینند . آنان به خود حق می دهند زیرا به نظر آنان این ملت به بلوغ نرسیده و آنانند که باید به این ملت کودک سبق سرنوشت بیاموزند!!
دیگری که افغانستان را چون سرزمینش آمریکا فرض کرده و مشاور انتخاباتی اش مشاوره های امریکایی می دهد و هزاران بار حریف را به مناظره طلبید و در روز مناظره با دوست قدیمی اش فقط تعارفات معمولی داشت شاید حالا فهمیده باشد که اینجا کجاست مردم کجایند؟؟
دیگری که در سرزمین فلک زده ی ما کسی جز خودش را با سواد نمی داند و اندیشه فتح شهرهای کشورهای همسایه دارد و به قول دوستی جومونگ وار به فکر ایجاد چوسان قدیم است و کماندو وار رییس جمهور ترور می کند و خودش را گاندی خطاب می کند راه درازی دارد که بداند که اداره یک ولسوالی هم از اندیشه هایی چون او بر نمی آید چه رسد که کشوری با پیچیدگی های افغانستان را اداره کند.
اما درین میان مردی قدبرافراشت که موجی از امید را در دل پیر و جوان بر انگیخت و هر جا که رفت همگان به گرد شمعش چون پروانه گردیدند و موج آبی را برای رسیدن به آینده ای روشن در کشوری که همه چیزش به سیاهی می ماند ایجاد کردند.
این مرد که با مردم به آرامی سخن گفت و دردهای دلشان را بیان کرد کسی نیست جز داکتر عبدالله عبدالله !
شاید کمتر شخصیتی در این کشور با صداقت او توانسته که مردمان افغانستان را با قومیت های و مذاهب گوناگون و گاه اندیشه های متفاوت خویش گرد هم آورد. شاید کسانی با خدعه و نیرنگ ومعامله چند روزی رهبر ملی بودن را یدک کشیدند اما هیچگاه از حریم معامله در متن جامعه حضور نیافتند.
اما زنان و مردان این کشور موج آبی امید را در وجود او یافتند. در همه جا از او گفتند برای او به هردری در زدند تا کفه ترازو را به نفع اندیشه های والایش سنگین کنند.
من یقین کامل دارم که این موج آبی که خودجوش از میان جوانان نومید این سرزمین سربرافراشته است می تواند آینده ای نیکو برای این کشور را رقم زند به شرطی که ناخدای این کشتی آبی سرنشینانش را در میان موجهای خروشان اقیانوس های تحولات این کشور تنها نگذارد.
حال که انتخابات به پایان رسیده و حاکم مطلقه و یارانش می خواهند به هر طریق ممکن برای پنج سال دیگر بر گرده این ملت سوار شوند روزنه های امید را هم مسدود کرده اند تا دیگر کسی به نور نیندیشد و حکومت تریاک و اختطاف و ارتشا را لایق ملت مظلوم ما می دانند سخن من با مردی است که برای دو ماه توانست روزنه هایی از امید بگشاید.
من حتم دارم که داکتر عبدالله با درک اوضاع شکننده این کشور مجبور می شود که جام زهر دیگری را به خاطر ملتش بنوشد. و از او هم به غیر از این انتظار نباید داشت . چون روزگاری که حاکمان خودخوانده امروزی در عیش و عشرت در فرنگستان غرق بودند داکتر و یارانش در میان خون و آتش و باروت از کیان این مملکت در برابر تجاوز سرخ و سیاه پاسداری کردند.
و امروز باز هم مادر وطن چشم به راه فرزندان اصیلش است که بر زخم هایش مرهم نهند.
ولی نعمتان خودخوانده روزی بار و بندیل را به سوی سرزمین آرزوهایشان ( غرب ) برمی بندند و این سرزمین بار دیگر به فرزندان واقعی اش تعلق خواهد گرفت.
اما سخن از موج نوی است در کشور ما تازگی دارد. این موج آبی که خود جوش توسط جوانان افغان راه اندازی شده مرزهای قومی و مذهبی و منطقوی را درنوردیده است .
جناب داکتر عبدالله !
این موج به حمایت به شائبه شما نیاز دارد . روزنه های امید را بر روی این موج باز بگذارید . اگر رییس جمهور ارگ نشین نمی شوید مطمئن باشید که محبوب ملیونها قلب این کشور شده اید.
پس رسالت تاریخی خویش را فراموش نکنید که فرصت طلایی برای مرهم گذاشتن بر زخم های جسم و روح و روان این ملت تنها با رهبری خردمندانه شما امکان پذیر است .
