تبليغاتX

ناجوهای کویری







ناجوهای کویری

اجتماعی ، فرهنگی ، ادبی

کودک

 

 

بیا که آینه بندیم کوچه های کودک ده

که در کویر عاطفه ها

در دیار بی مهری

هنوز منتظر بوی باران است .

 

 

هزار قافله رفته است در مسیر باور او

هزار قصه ناگفته است ثبت روی دفتر او

اگر چه سالهاست میزبان لوت عطش

ولی هنوز

         در طلب آبشاران  است .

 

هنوز کودک ده با هزار فصل امید

به یاد روزهای دور خینه می بندد

هنوز کودک ده کوچه های قلبش را

به روی خشم و غضب ، روی کینه می بندد

هنوز کودک ما از سراب می نالد

و تشنه لب

ز پی  چشمه ساران   است .

 

هنوز کودک ده سوی جاده می بیند

که اسپ سواری ز راه دور می آید

و با سبدی از عروسکان رنگارنگ

به جستجوی خانه های داغداران است .

 

 

بیا که عاطفه بخشیم لحظه های کودک ده

که لحظه های نگاهش

مسیر جاده  شب  را

به هوش می نگرد

و منتظر لحظه های نورباران است .

 

 

 

 

+ نوشته شده در 4 Dec 2008ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط داود عرفان |