تبليغاتX

ناجوهای کویری







ناجوهای کویری

اجتماعی ، فرهنگی ، ادبی

خاطره

 

روی شنهای دمق کرده یاد

ردی از خاطره بر جامانده

پشت دیوار پر از حسرت شب

مرغکی بیکس و تنها مانده

 

خاک احساس ترک خورده کنون

عاطفه رخت سفر بر بسته

جغد دیروز که می خواند غروب

بار دیگر ز سفر برگشته

 

تشنه لب رود، ولو افتاده است

جوی قریه پر از بی آبی است

برکه دیروز پر از شور و نشاط

آه … اینک تهی از مرغابی است

 

همه شب چشم من و جاده دور

هیس … کز دور صدا می آید

گوش کن گوش صدای جرسی است

کاروان جانب ما می آید

 

کاروان آمد و تو ناپیدا

شبح خاطره بر جا مانده

جادۀ خلوت ما غرق سکوت

عابری بیکس و تنها مانده

 

 

 

+ نوشته شده در 20 Oct 2008ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط داود عرفان |