تبليغاتX

ناجوهای کویری







ناجوهای کویری

اجتماعی ، فرهنگی ، ادبی

 

 

شعر نو افغانی

 

 

انقلاب های مشروطیت در دو کشور افغانستان و ایران با تغییرات و رویکردهای جدید اجتماعی و فرهنگی و ادبی همراه بود. این انقلاب ها توانست اندیشه های نوینی را در دو کشور افغانستان و ایران پرورش دهد. شور و هیجان های انقلاب تنها سیاستمداران را متأثر نساخت بلکه شاعران و نویسندگان را هم وارد بازار نوگرایی نمود. شاعران افغان کم و بیش از قالب های سنتی و کهن بیرون آمده و اشعارشان را با کلمات جدید و نوین پیرایه بستند . برای نخستین بار بود که در اشعار شاعران افغان کلمات جدید و مدرنی جایگاه لعل لب و ساق سیمین و قد شمشاد و ... را می گرفت .

می گویند نخستین شعر نو فارسی در افغانستان سروده شده بود و اما انجمن ادبی وقت کابل آن را سزاوار سطل زباله دانسته و مچاله اش را به سطل آشغال سپردند. به هر صورت آنچه مسلم است اینکه شعر نو در ایران و با ابتکار علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج قد علم نمود. نیما با شکستن اوزان عروضی شعر فارسی برای نخستین بار طرحی نو در افکند . اگر چه در اوایل از شعر او استقبال قابل توجهی صورت نگرفت ، اما بعدها پیروانش توانستند این مکتب جدید را به مکتبی پویا و محبوب مبدل سازند.

شاعران افغانستان هم به تبعیت از مکتب نیما و در سایه سنگین شعر نو او  به سرایش شعر پرداختند. شاعران بزرگی که به حق توانستند در این مکتب خوب بدرخشند.  

بسياري بر اين باورند كه اطلاق شعر نو افغانستان درست نيست . زيرا شعر نو افغانستان هويت افغاني ندارد. اشعار نو افغانستان سرشار از تقليد است. اين تقليد تا حدي پيش رفته كه شاعران ما به گويش هاي مخصوص ايراني حتي نامهاي خاص ايراني مبادرت ورزيده اند. غير منصفانه خواهد بود كه اگر زحمات شاعراني چون واصف باختري و فريد فرند و لطيف پدرام را ناديده گرفت.

اما حقيقت امر اين است كه شاعر توانايي همچون واصف باختري نتوانسته تأثيرپذيري از شاعري ايراني همچون مهدي اخوان ثالث را پنهان نمايد.

بسياري از منتقديي بر اين باورند كه شعر واصف باختري از حيث محتوي از احمد شاملو و از نگاه فرم از اخوان ثالث تأثير پذيرفته است .

باري نگارنده دريك برنامه تلويزيوني زنده از گلنور بهمن چنين سوالي را مطرح كرد اما ايشان بدون ارايه كدام دليل منطقي عدم هويت شعر نو افغاني را رد كرد. شايد كمبود وقت در يك برنامه تلويزيوني باعث چنين كاري شده باشد اما به هر صورت به يقين مي توان گفت كه تا كنون شاعري كه شعر نو ناب افغاني را ارايه دهد ديده نشده است.

با تمام اينها انتظار مي رود كه شاعران افغان بتوانند خويشتن را از سايه سنگين شاعران نام آوري همچون نيما ، سپهري ، شاملو و فروغ رها يي بخشند.

نوسرايان افغان مي توانند با بهره گيري از اقيانوس بيكران وا‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژه هاي ناب افغاني به شعر نو افغاني شخصيت بخشيده و با استفاده از سوژه هاي بكري كه در افغانستان وجود دارد . جايگاه شعر نو افغاني را ارتقا دهند.

البته در اين روزگار سرايش شعرهاي بي سروتهي كه خود سرايندگان از درك معني آن عاجزند نوعي دلزدگي را در بين علاقه مندان شعر بوجود آورده است. سرايش شعرهاي سپيدي كه به زعم بسياري بسيار ساده سروده مي شود و كسي را به زحمت نمي اندازد بازار سرايش اينگونه شعرها را گرم نگه داشته و در عوض بي علاقگي به شعر نو را بيشتر كرده است .

شاعر نو سراي افغان بايد توجه اش را بيشتر به ساده سرايي ،‌ آهنگين سرايي و رسالتمندانه سرايي معطوف دارد تا اين نهال نوپا به سرنوشت ديگر قالب هاي كهن دچار نشود.

+ نوشته شده در 17 Jul 2008ساعت 10:12 قبل از ظهر توسط داود عرفان |