آن سوی فوتبال
بیشک فوتبال هیجان انگیزترین و در عین حال محبوبترین ورزش جهان است . لیگ های فوتبال در سراسر دنیا ، ملیونها بیننده را در ورزشگاهها و صفحات تلویزیون به سوی خود می کشانند.
سالانه میلیون ها دالر صرف خرید و فروش بازیکنان فوتبال می شود و مصارف جانبی آن بودجۀ قابل توجهی از ثروت دنیا را به خود اختصاص می دهد. فوتبال به عنوان منبع درامد و تجارتی سودآور نقش بارزی در جهان اقتصاد بازی می کند ، طوری که درامد هنگفتی از فروش بازیکن نصیب کشوری چون برزیل می شود و قهرمانی در جام جهانی فوتبال موجب رشد اقتصادی کشوری چون فرانسه می گردد. ارقام نجومی و سرسام آور قیمت بازیکنان فوتبال ، حتی پاپ ژان پل دوم را وادار کرد که اظهار دارد که قراردهای نجومی فوتبالیست ها توهین به فقرا است .
فوتبال حتی توانسته در بازار سیاست مورد استفادۀ ابزاری سیاستمداران قرار گیرد . در تاریخ فوتبال می خوانیم که موسولینی دیکتاتور وقت ایتالیا با استفاده از قدرت سیاسی اش توانست جام را به ایتالیایی ها هدیه کند! ویا رویارویی تیم فوتبال ایران و امریکا در جام جهانی فوتبال 98 در صدر اخبار ورزشی جهان قرار داشت و حتی واکنش رهبران دو کشور را در پی داشت و زمامداران ایرانی به عنوان ابزار تبلیغاتی توانستند از پیروزی شان بر علیه امریکاییها به خوبی بهره برداری کنند.
اما در ساحات اجتماعی و فرهنگی هم فوتبال برای خود جایگاه خوبی دست و پا کرده است . اسطوره سازی های فوتبال ، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و ستاره های فوتبال را بدون در نظرداشت دین وزبان و ملیت در اقصی نقاط دنیا شهرۀ آفاق گردانیده است.
این فوتبال است که در هر خانه ، کوچه ، محله و شهر بیشتر جوانان را به گروه های قرمز و آبی تبدیل کرده و میدان رجزخوانی را برایشان باز گذاشته است و حتی در بعضی از کشورها همچون انگلیس و ترکیه زد و خوردهای خشونت آمیزی را در برداشته ، که برعلاوۀ خسارت های مادی، گاهی به قیمت جان طرفداران فوتبال تمام شده است .
با تمام این ها و در حالی که در جهان فوتبال ، شخصیت های دروغین به تکرار زاده می شوند ( طوریکه یک لنگه جوراب دیوید بکهام ستارۀ فوتبال انگلستان به بیست و پنج هزار دالر به فروش می رسد) ، اما همین فوتبال توانسته فوتبالیست های با شخصیتی همچون زین الدین زیدان و رونالدو را به جهان معرفی دارد که به عنوان حامی تهیدستان جهان و سفرای صلح سازمان ملل متحد ، توانسته اند مصدر خدمات شایان توجهی گردند.
به نظر نگارنده از آن سوی فوتبال می توان خیلی چیزها آموخت . اصلاً بازی فوتبال شباهت عجیبی با زندگی انسانها دارد. در این بازی به خوبی میتوان نقش زندگی با همی را دریافت. همدلی یک تیم به خوبی بیان می دارد که یک جامعه برای رسیدن به موفقیت، به همدلی و همکاری نیاز دارد.
اشک ها و لبخندها ، شکست ها و پیروزی ها در بازی فوتبال ، لحظات پرفراز و نشیب انسانها را تداعی می کند که در آن صعود و سقوط جزء قانون زندگی است . آنچه بیشتر از همه در فوتبال قابل انتباه است ، امیدی است که در این بازی همیشه وجود دارد. چه بسا یک تیم در ثانیه های تلف شدۀ یک بازی نتیجه را به نفع خویش تغییر داده و یا از یک شکست بگریزد.
آن سوی بازی فوتبال ، اگر با دقت دیده شود ، پندهای بزرگی را به همراه دارد که می تواند در عملکردهای فردی و اجتماعی ما نقش مثبت ایفا نماید.
و کلام آخر اینکه ، فوتبال در گیرودار اختلافات قومی و مذهبی و منطقوی و زبانی ، می تواند روحیۀ برادری ، غرور و میهن دوستی را در بین نسل جوان افغانستان که برای هویت بخشی به خویش ، محتاج تلنگری برای رسیدن به چنین هدفی است را نهادینه کند.
یک لیگ پرتحرک فوتبال و یک تیم ملی ( تأکید می شود ملی ) ، می تواند منحیث نماد محسوس وحدت ملی ، جوانان سرگشتۀ افغانستان را گرد هم آورد و روحیۀ برادری و همزیستی مسالمت آمیز و مهمتر از همه غرور وطن دوستی را دوباره در جوانان این مرز و بوم احیا نماید.
