لیاقت اول نمره گی !!!
وقتی که از ایران برگشتم در مکتب شامل شدم . دوستی که نه سال
تحصیل را در ایران در مدت 18 سال خوانده بود را دیدم که تخته را
پاک می کرد و حاضری می آورد با خود گفتم شاید در اینجا تنبل ها را
این طوری جریمه می کنند . از بغل دستی ام پرسیدم که او چرا مسؤول
صنف است ؟ گفت که او اول نمرۀ ماست . خیلی تعجب کردم . تا
اینکه روزی او تنها را دیدم و گفتم ما که همدیگر را خوب می شناسیم
بگو چطور اول نمره شدی ؟ گفت می گویم ، به شرطی که به صنف دیگر
بروی و قول می دهم که ترا هم اول نمره می کنم . شرطش را قبول
کردم . او گفت : اینجا سه نوع معلم داریم . بعضی ها سخت گیرند ،
بعضی هم کیلویی نمره می دهند ، بعضی هم خرواری .
سخت گیرها آن هایند که پارچه را می بینند و نمره می دهند . کیلویی ها
کمی لیاقت و کمی هم کمک . خرواری ها اصلاً پارچه را نمی بینند و
نمرۀ تاپ می دهند.
هر کدام از آنها هم راهی برای نمره گرفتن دارند. خرواری ها واسطه
قبول می کنند . گفتم یعنی پول می خواهند گفت : نه باید همسایه ،
دوستان و آشنایانشان را پیدا کنی تا برایت نمره بگیرند. راه کیلویی ها
این است که پیششان التماس کنی که استاد من امتحان سویه می دهم
. مشکل خانوادگی دارم . از قریه می آیم . آن وقت دلشان رحم می
آید و نمره می گیری . اما سومی بسیار مشکل است . در مورد آنان باید
ابتکار به خرج دهی تا بتوانی راهی پیدا کنی . راه اصلی این است که
این جور معلمان را باید طوری از مکتب اخراج کرد . می گویم مگر می
شود ؟ می گوید با ید او را مجبور کنی تا خودش به جای دیگری برود. می
گویم مگر می شود ؟ می گوید : چرا نمی شود . راهش این است که
همصنفی ها را با خود همراه سازی و بگویی استاد نمی تواند به ما
درس بدهد ما از درسش راضی نیستیم . گفتم : اگر اداره نپذیرفت ؟
گفت راههای دیگری هم هست بگویید این استاد با ما مشکل قومی و
لسانی دارد . از او شکایت نامه بنویسید و بگویید در صنف ما فقط گپ
می زند و گاهی هم به ما توهین هم می کند . یادت باشد که امضای
بچه ها را هم بگیری . گفتم : اگر همصنفی ها قبول نکردند چی ؟ گفت
: خودت امضا جعل کن و با دوستانت آنان را تهدید کن که اگر از شما
پیروی نکند جایش در صنف نیست. گفتم : اگر با تمام اینها باز هم
استاد نرفت چی ؟ گفت با دهها تلفن و صداهای مختلف تهدیدش
کن . و اگر باز هم نشد وقتی که او وارد صنف شد شما همه بیرون
بروید. من مطمئنم که استاد مجبور می شود که برود و استاد بعدی
حساب کار دستش خواهد آمد. گفتم : اگر این همه که گفتی نشد چی ؟
گفت : تو که با این همه رمز و راز که بتو گفتم نتوانی اول نمره
شوی لیاقت اول نمره گی را نداری !!!

