به مناسبت میلاد با سعادت رسول اکرم ( ص )
طلوع نبی رحمت
چهارده قرن پیش ، در جزیره العرب ، در میان قبایل جاهلی عرب ، ابرمردی متولد شد که نه تنها جزیره العرب بلکه عالم بشریت را از بند اسارت و بنددگی غیر خدا رهانید. وندا در داد که بندۀ خداوند یکتا باشید که تنها او سزاوار بندگی است.
چهارده قرن پیش ، از شهر مکه ، خورشیدی طلوع نمود که اشعه های پرفروغش سراسر گیتی را روشن ساخت. و ظلمت ها را در نوردید و دیدگان حقیقت جویان را فروغی تازه بخشید.
آری ، چهارده قرن پیش ، حضرت ختمی مرتبت ، محمد مصطفی ( ص ) پا به عرصۀ گیتی نهاد تا عالم بشریت از بهترین بنده و فرستادۀ خداوند متعال راه زندگی واقعی را بیاموزند.
او آمد تا بشر سرگشته را راه تازه بنمایاند . او آمد تا به انسان گمگشته ، راه نجات را نشان دهد. اما بشر باز هم به تبعیت از سلف خویش راه دوستی و یا دشمنی اش را برگزیدند. هابیلیان با او همنوا تا قربانگاه ها همره بودند و قابیلیان هم تا آخرین نفس با او عناد ورزیدند.
اما آن ابرمرد تاریخ ، آن پیامبر رحمت ، کشتی انسانیت را تا ختم مأموریتش با مهربانی و بردباری بی نظیری رهبری کرد.
تا اینکه بعد از او این کشتی همچنان در تلاطم امواج سهمگین کفر و الحاد با ایثار یاران با وفا و پیروان بی همتایش ، اقیانوس های گذر زمان را در می نوردد و اینک در ایستگاه چهاردهم دعوتش ، و در قرن شگوفایی علم و دانش ، اندیشمندان و دانشوران جهان ، سر بر آستان مبارکش می سایند و مکتبش را تنها راه نجات بشر از بن بست های موجود می دانند و روزانه به خیل پیروانش افزوده می شود ، هر چند که کافران را خوش نیاید.
اما در جای جای این عالم پهناور، و در مناطقی که مکتب مهرپرورش ، عاطفه و انسانیت را به دیار وحشت و بربریت هدیه برده است ، خفاشانی نمی توانند نور پرفروغش را تحمل نمایند.به همین سبب که گفته اند « خفاش را طاقت دیدار نور نیست » ، آنان به تهمت و توهین و افترا روی می آورند . کاریکاتورهای اهانت آمیز رسم می نمایند و فیلم های توهین آمیز نشر می نمایند ، اما غافل از اینکه خورشید را از بدگویی خفاش باکی نیست . که خفاش توان دیدنش را ندارد و به قول عارف بزرگ مولانای کبیر « کی شود دریا به پوز سگ نجس » .
آنانیکه امروز از مهد به اصطلاح تمدن عالم ، به توهین و افترا دست می یازند ، خود بهتر از هر کسی می دانند که او شریف ترین انسانی است که از مادر متولد شده است .
آنان نمی توانند تحمل نمایند که فرهیختگانشان با افتخار فریاد برآورند که اسلام ما را به اصلمان رجعت داده است . وخداوند چه نیکو از مقام شامخ پیامبرش حراست می نماید که در گیرودار بمباران تبلیغاتی غربیان عقده ای ، و در اوج نشر کاریکاتورها و فیلمهای اهانت آمیز ، شهردار نیویورک فریاد برمی آورد که ای جهانیان بدانید که من مسلمان شده ام . و وقتی از او می پرسند : آیا نمی اندیشی که شغلت را از دست خواهی داد؟ او می گوید : من به اصلم بازگشته ام ، و شیرینی و حلاوت ایمان را با هیچ چیز دنیا عوض نمی کنم .
اقدامات اخیر مسیحیان عالم ، همگان را به این حقیقت آشنا ساخت که آنان در عرصه های منطق و استدلال ، چون همیشه شکست خورده اند . و امروزه که حتی با تکنالوژی پیشرفته شان نمی توانند جلوی رشد این مکتب انسان ساز را بگیرند به توهین روی آورده اند که در همیشۀ تاریخ ، ظلمت در مقابل نور قرار داشته و کذب در مقابل صداقت و عناد در مقابل محبت ...

