تبليغاتX

ناجوهای کویری







ناجوهای کویری

اجتماعی ، فرهنگی ، ادبی

آرزو

 

 

به کجا رخت سفربربندیم؟

 

همه جا تاریکی ست

 

همه جا نومیدی ست

 

همه با اسم سحر حساس اند

 

همه از پنجره نفرت دارند

 

نردبان؟ نه،نه،نه،...

 

همگان می ترسند

 

همه ازآینه وحشت دارند

 

 

من به تبعید شدن خشنودم

 

به دیاری

 

که دران سبزه پرستش گردد

 

وبه جایی

 

که به دریاچه ویا رود

 

ویا چشمه ویا حتی ،

 

                          برکه

 

یک دو تن سجده برند

 

 

به کجا رخت سفر بربندیم؟

 

آسمان درهمه جا این رنگی ست

 

تیره

 

         ابری

 

                   دودی

 

وبه تعبیری شاید  

 

تیره تر 

 

           ابری تر

 

                       دودی تر

 

□   

 

شاعری خوب سرود

 

" شاعران وارث آب وخرد و روشنی اند"

 

وکنون

 

 کلبه ی تاریک وطن

 

                      یک دو شاعر خواهد

 

                                                              شامگاه 21میزان85ـ فراه

+ نوشته شده در 26 Jan 2008ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط داود عرفان |

مملکت کثیرالمشاهیر غیر وطنی

 

راویان اخبار و ناقلان شیرین گفتار چنین روایت کرده اند که در روزگار قدیم ، مردکی شعر انوری شاعر خواندندی . از قضا انوری سررسیدی و از آن مردک پرسیدی : این شعر از که بودندی ؟ مردک جواب دادندی : از انوری . انوری خوشحال شدندی و گفتندی : آیا تو انوری را شناختندی ؟ مردک گفتندی : بلی من خودم انوری هستندی ! انوری خشمگین شدندی و بدان مردک پرخاش کردندی که ای مردک خجالت نکشی . ما شعر دزد بسیار دیده بودندی اما شاعر دزد ندیده بودندی . و آنک در روزگار جدید مملکتی که آن را کشور

 « کثیرالمشاهیرغیر وطنی » خوانندی ، هر کسی را که از مملکتشان دیدن کردندی و به مقامی رسیدندی ، از آن خود دانستندی . روزگاری مولانا جلال الدین بلخی از آن سرزمین گذر کردندی و امروز به خاطر آن تردد ، از بلخ نبودندی و از کشور کثیرالمشاهیر غیر وطنی هستندی

ابوعلی سینای طبیب هم که خود در زندگی نامه اش نوشتندی که پدرم از مردم بلخ بودندی ، نفهمیدندی زیرا برای طبابت بدان کشور سفر کردندی و بدتر از همه در آنجا مردندی و حالا هر کس که او را بلخی بخوانندی به اعدام محکوم بودندی .

خواجه عبدالله انصاری که در شهر هرات متولد و در آنجا هم رحلت کردندی ، هراتی نبودندی . زیرا دری گفتندی و دری نوشتندی . سنایی عارف غزنه نبودندی ، بگذار در غزنه متولد و در همان شهر وفات یافته بودندی .

سید جمال الدین که خود به قلم خود نوشتندی که من از کنر شهری نزدیک کابل هستندی و مدتی در افغانستان وزیر بودندی هم از آن آن کشور بودندی ، هرچند دولت آن کشور نتوانستندی سندی دال بر افغانی نبودن او پیدا کنندی و جنازۀ سید در دانشگاه کابل دفن شدندی، چون سید در جهان صاحب مقام و منزلت شدندی از آن هیچ کشور نبودندی ، الا آن مملکت کثیرالمشاهیر غیروطنی .

حتی امام بخاری و مسلم بخارایی هم از تصاحب آن مملکت کثیرالمشاهیر در امان نماندندی هر چند یک کلمه دری نگفتندی و ننوشتندی . امام ابوحنیفۀ کابلی هم بی چون و چرا از آنان بودندی و هستندی .

حتی ملا نصرالدین هم از مشاهیر آن مملکت بودندی .

امروزه شرکت هواپیمایی آریانا ترسیدندی به خاطر نام آریانا  و عبور از فضای آن کشور از تصاحب افغانستان خارج شوندی و اگر راستش را پرسیدندی می ترسمی « داود عرفان » را هم جزء مشاهیر خویش بخوانندی ، آخر او هم وب لاگی  بنام « ناجوهای کویری » دارندی . مگر به غیر از اتباع کشور کثیرالمشاهیر غیر وطنی ،  کسی توانستندی به دری نوشتندی ، هرگز !!!

+ نوشته شده در 22 Jan 2008ساعت 10:41 قبل از ظهر توسط داود عرفان |