« آنگاه که خورشید ازغرب طلوع می کند »
امروزه اسلام ستیزی در غرب به فرهنگی تبدیل شده که جز تهاجم بی رحمانه با بدترین شیوه ها چیز دیگری را قبول ندارد. امروزه به اصطلاح مهد تمدن عالم، سرزمین علم وفن، دیارارسطو، افلاطون، سقراط، انشتین وادیسون وهزاران اندیشمند بزرگ جهان، درمقابل دین والا اما مظلومی چون اسلام، سلاحی جزفحاشی وتهمت ندارد.
یکبارعقدهءحقارت انسان زبونی چون « سلمان رشدی » را وا می دارد که عقده های حقارتش را با توهین به ساحت مقدس پیامبربزرگواری التیام بخشد که مهروعاطفه وانسانیت را به ملتش هدیه داده است وروز دیگر مطبوعاتی های عقده ای وپست فطرت دانمارکی ازسرزمین به اصطلاح دانش وفلسفه ازپیامبری کاریکاتورهای اهانت آمیزی نشرمی نمایند که سالیان درازی ، پیام والای دینش، چون خورشیدی درخشان،درتاریکی های جهل وتعصب دیارشان،ازاندلس (اسپانیای امروزی ) به همه سو نور علم واخلاق ومعرفت می افشاند. دیری نمی گذرد که متولی بزرگ کلیسای بزرگ روم ، پاپ اعظم ( بندیکت شانزدهم ) درکمال وقاحت و بی شرمی پیامبری را آماج تهمت قرارمی دهد که عیسی مسیح را برادرش می خواند واز پیروانش می خواهد که دربدترین حالات ( جنگ ونبرد ) مزاحم راهبان مسیحی نگردند.
درادامهء سریال توهین به اسلام وارزش های والای آن، دولت انگلیس که پس از گذشت سالیان دراز هنوز زخم های ناسوراستعمارش درقلوب ملیونها انسان سیاه وسفید، مسلمان ومسیحی، هندو و بودایی درسراسر عالم التیام نیافته، به سلمان رشدی ، همان انسان ترسویی که بیش ازیک دهه نتوانسته ازشدت جبن، درانظار عمومی ظاهرگردد، مدال شجاعت اعطا می نماید. همان شجاعتی که در توهین به مقدسات یک چهارم ساکنین کرهء زمین تجلی یافته است . واینبار نوبت به مطبوعاتی های احمق وکثیف سوئدی می رسد که در آستانهء ماه مغفرت وایثار ( رمضان ) قلوب یک ونیم ملیارد مسلمان دنیا را با پخش تصاویر اهانت آمیز از پیام آور عدالت حضرت محمد (ص) به درد می آورند .
به نظرمی رسد غربی ها بایک برنامهء از پیش تعیین شده سریال اهانت به اسلام ومسلمین را ادامه خواهند داد.
برای بسیاری ازاهل اندیشه وتفکر این سؤال مطرح است که چه چیزی باعث شده که غربی ها در اوج شکوفایی دانش وقدرت،اینگونه ذلیلانه درمقابل دینی که پیروانش بر اثر توطئه های رنگارنگ استعمار به جان هم افتاده اند ودر وادی های حیرت وعشرت سرگردانند، موضع گرفته وبجای استمداد از استدلال ومنطق، به فحاشی وتهمت متوسل می شوند.
برای جواب این سؤال، نقبی به گذشته ها زده از تاریخ ( آییینهء تمام نمای حقایق ) مدد می جوییم.
جنگهای صلیبی آغاز راه بود . غربی ها از دو میدان وارد شدند. میدان نبرد نظامی ومیدان تبلیغات سوء. چیزی نگذشت که « صلاح الدین ایوبی» پوزه شان را به خاک مالید وبه آنان درسی داد که تا کنون با شنیدن نامش، رعشه بر اندام متجاوزینی می افتد که درطول تاریخ جز تجاوز به حریم انسانهای ستمدیده، ایده ای نداشته اند.
اما درجبههء تبلیغات، غربی ها ازدو جهت هجوم آوردند؛ ازیک طرف گروههای تبشیری مسیحی درسراسر عالم ، با صرف هزینه های هنگفت سعی نمودند از مرداب فقروبیسوادی مسلمانان، اگرحتی شده بقه هایی صید نمایند واز جانب دیگر خاورشناسان بی انصاف غربی ( صرف نظر معدود مستشرقین منصف ) همواره کوشیدند تا با وارونه جلوه دادن حقایق،چهره ای مخدوش از اسلام ارائه دهند.
این تلاش ها پس از ختم جنگ های صلیبی شدت یافت ودرنخستین گام « گوستاولوبون » دانشمند شهیر فرانسوی با نشرکتابی توهین آمیز، به حضرت پیامبرتوهین کرد. دیری نگذشت که این شرق شناس مشهوربا مطالعهء عمیق زندگانی حضرت رسول (ص) پی به اشتباهش برده وبا کمال شهامت کتاب « عذربه درگاه محمد (ص) » را به رشتهء تحریر درآورد وهم اوبودکه « تاریخ تمدن اسلام » را نوشت که خود اثری گران سنگ درشناسایی خدمات اسلام ومسلمین است .
سریال توهین به اسلام ومسلمین با چاپ ونشر صدها کتاب ومقاله، کم کم فروکش نمود تا اینکه دردههء گذشته، با ارایهء نظریات « ساموئل هانگتینگتون» درکتاب « برخورد تمدن ها » و « فرانسیس فوکویاما » دراثر « پایان تاریخ» سریال جدیدی از تهمت وفحاشی درقالب مقاله وفیلم و رمان و طنز و کاریکاتور، برعلیه اسلام آغازیافت.
آندو به وضاحت تمدن اسلام را تنها تمدن رقیب درمیان هفت تمدن دنیا برشمرده واز آن به شدت احساس خطرنمودند.
موقعیت ارزندهء ژئوپولتیکی جهان اسلام وتراکم ثروت دنیا مخصوصا نفت درمناطق مسلمان نشین به اضافهء ایدئولوژی انسان ساز اسلام، غربی ها رابه شدت نگران ساخته است.
موج اسلام گرایی درغرب ، رفته رفته این نظریه را تقویت می بخشد که خورشید اسلام از غرب درحال طلوع کردن است.
اسلام برخلاف گروه های تبشیری، بدون هزینه کردن پول، توانسته با تعالیم والا ونجات بخشش، به انسان سرگشتهء غربی هدف زندگی را نشان دهد واز همین روست که توانسته از اقیانوس علم ودانش وهنر غرب شاه ماهی هایی چون « روژه گارودی » فیلسوف بزرگ فرانسه « اشوک کولینگ یانگ» کشیش بزرگ مسیحی « مک استیونس » خوانندهء مشهورپاپ انگلستان « محمدعلی کلی » قهرمان بوکس جهان و... صید نماید.
آمارذیل بیانگر این حقیقت است که قرن آینده متعلق به مسلمانهاست واین همان چیزی است که سبب تشویش فزایندهء جهان غرب گردیده است.
براساس سالنامهء واقعیات درسرشماری اخیردرامریکا مشخص شد که سالانه صدهزار نفر
فقط دراین کشوربه دین اسلام می گروند.
« کارل ایکس » یکی ازمحققان برجستهء امورادیان درامریکااعتقاددار
دکه با رشد کنونی جمعیت مسلمانان انتظارمی رودکه 17سال دیگرچندین شهربزرگ امریکا اکثریت مسلمان داشته باشند.
درکشورهای اروپایی هم جمعیت مسلمانان افزایش چشمگیری داشته است تنها درسوئیس جمعیت مسلمانان درطول پنج سال ازصدهزارنفربه چهارصدهزارنفرافزایش یافته است.
درفرانسه درسال 1983جمعیت مسلمانان 2/5 ملیون تخمین زده می شد اما درسال1999به هفت میلیون افزایش یافت.
پیش بینی می شودکه آلمان بارشداسلام گرایی که دارددرقرن آینده اولین کشوراروپایی دارای اکثریت مسلمان خواهدبود. روزنامهء آلمانی « فرانکفورترآلگمانیته » گزارش داده که درسال 2040 اشتوتکارت شهری مسلمان نشین خواهدبود.
درکشورهای روسیه، چک،بلژیک،اوکراین،سوئدو...گزارشات مشابهی وجوددارد.درانگلستان هم تنهادرچندسال اخیربیش از14000نفرمسلمان شده اند.هفته نامهء « ساندی تایمز » یادآورشده که دراین کشوربیش از77000زن به اسلام گرویده اند. طبق آمارمنتشرشدهء غربی ها درسال 1999 جمعیت کل مسلمانان غربی به بیش از61 ملیون رسید.
خروش « لااله الا الله » صدها هزار پسرودخترمسلمان درخیابانهای ترکیه، فرانسه،انگلیس،امریکا وایتالیا و...نمایش عظیم اسلام خواهی نسل جدید انسانهاست که به تبعیت از فطرت خدادادی خویش، گم شده شان را تنها دراسلام یافته اند وزندگی غربی را که جزتوحش وبی بندوباری ارمغانی نداشته، با پذیرش مشکلات فراوان ترک گفته اند.